تبلیغات
Case Method in MIS Education - چرا باید فناوری اطلاعات بدانیم؟

امروز:

چرا باید فناوری اطلاعات بدانیم؟

» نوع مطلب : تئوری‌سیستم اطلاعات مدیریت ،

این گزارش توجه خود را بر آنچه یک نفر باید از فناوری اطلاعات بداند و بفهمد تا بتواند به شیوه ای موثر و خلاق، از آن در جهت اهداف خود بهره بگیرد، متمرکز می کند. دست کم چهار دسته از دلایل را می توان ذکر کرد که ممکن است انگیزه ی دستیابی به درکی از فناوری اطلاعات باشند: دلایل شخصی، کاری، آموزشی، و اجتماعی.

) دلایل شخصی
امریکا به شکلی فزاینده به یک جامعه ی اطلاعاتی بدل می شود. رایانه ها و ارتباطات نه تنها کارهای روزمره مثل کنترل اجاق های ریزموجی(microwave ovens) و برقراری اتصال تلفن های همراه را انجام می دهند، بلکه با استفاده از اینترنت، دسترسی رایانه ای به بخش اعظم اطلاعات رقومی جهان و ابزارهای پردازش آن را فراهم می آورند. بسیاری از امریکایی ها می بینند که در موارد گوناگون، از یافتن نقشه ی قطار زیرزمینی پراگ به منظور برنامه ریزی تعطیلات گرفته تا مکانیابی بهترین قیمت های فروش کتاب، چکمه ی سوارکاری، و رهن [ مستغلات]، استفاده از فناوری اطلاعات، پیشرفت ارزشمندی در شیوه ی زندگی آن ها است. فناوری اطلاعات به افراد کمک می کند تا ازطریق پست الکترونیکی با دوستان و فامیل خود در ارتباط باشند، با استفاده از صفحه گستردها و بانکداری درونخطی امور مالی خود را مدیریت کنند، از طریق یک کارگزار درونخطی به پیگیری سرمایه گذاری ها بپردازند، با بسته های نرم افزاری تخصصی مثل نسب شناسی یا باغبانی اوقات فراغت خود را پر کنند، با استفاده از ابزارهای نمودارکشی و واژه پردازی در تکالیف و کارهای مدرسه به فرزندانشان کمک کنند، به یافتن اطلاعات پزشکی بپردازند، از اسم نامزدهای سیاسی باخبر شوند و با نمایندگان سیاسی خود ارتباط برقرار کنند، و به پیگیری مسایل زیست محیطی یا نظارت بر موضوعات مربوط به خط مشی همگانی در «وب» بپردازند.
12) دلایل کاری
در مراکزکاری، امروزه فناوری اطلاعات بیش از پیش همه گیر می شود. اگر کشور درصدد باشد که بیش ترین بهره را از سرمایه گذاری های خود در فناوری اطلاعات ببرد، نوعی اشتراک [نیروی] کار لازم است که قابلیت استفاده ی مناسب از فناوری اطلاعات را داشته باشد. روشن است که افرادی که با اطلاعات و دانش کار می کنند (اصطلاحاً «دانشکارانknowledge workers» ) باید با فناوری های اطلاعاتی معمول اداری آشنا باشند. اما این نیز درست است که گروه های شغلی اندکی هستند که به هیچ دانشی از فناوری اطلاعات نیاز نداشته باشند. مثلاً کارمند یک فروشگاه خواربار، زمانی فقط لازم بود که چگونگی استفاده از ماشین صندوق را بلد باشد. امروزه همان کارمند با سیستم های موجودی انبار، پیگیری سفارشات، کارت های اعتباری، و دیگر سیستم های پیشه گانی سروکار دارد که هر روزه پیچیده تر و کامل تر می شوند. در صنعت تولید، بسیاری از کارکنان «یقه آبی»(کنایه از کارکنانی که عمدتاً کار یدی می کنند. م.) باید با انواع سیستم های تولید، فهرست موجودی قطعات، کنترل فرایند تولید، و راهنماها و دستنامه های درونخطی آشنا شوند. اگرچه یک شرکت باید کارکنان خود را برای استفاده از سیستم های پیشه گانی خود آموزش دهد، ساده لوحانه است اگر تصور کنیم چنین آموزشی، فعالیتی است که انجام یک بار آن کفایت می کند. سیستم ها مکرراً ارتقا می یابند و پیچیده تر می شوند. موارد کاربرد فناوری اطلاعات در مسایل پیشه گانی یا استفاده از فناوری اطلاعات در پیداکردن راه حل مسایل و مشکلات، تداوم می یابند و در نتیجه بر لزوم مهارت آموزی مستمر دلالت می کنند. بدیهی است که اگر مجموعه ی نیروی کار به خوبی آموزش فناوری اطلاعات دیده باشد، انجام این مهارت آموزی بسیار آسان تر خواهد شد، زیرا سرعت یادگیری کارکنان افزایش می یابد و به مهارت آموزی عمومی، نیاز کم تری خواهند داشت. بعلاوه، چه بسا از سیستم های موجود، به شکل کامل تری بهره بگیرند و با ارتقاهایی که در سیستم اعمال می شود، بهتر سازگار شوند. بهره وری کارکنان تحت تاثیر مستقیم دانش کارکنان در حوزه ی فناوری اطلاعات است.
از منظر کارکنان، تخصص در فناوری اطلاعات ارزشمند است و علاوه بر این که منجر به رضایت شغلی و واکنش مناسب و هشیارانه در برابر مسایل می شود، دلیلی بر تحرک شغلی است. وجود امکانات و تجهیزات بیش تر در زیرساختار فناوری اطلاعات در یک شرکت، سرمایه ی شغلی ارزشمندی است که احتمالاً در تبلیغات نیز به آن توجه می شود. یافتن کار در شرکت دیگر، مستلزم یادگیری سیستم های اطلاعاتی جدید است، اما اکنون که کارکنان، دیگر دارای مشاغل «مادام العمر» نیستند، درک انتزاعی تر این سیستم ها- یعنی دانستن این که ویژگی های مشترک آن ها کدام اند و احتمالاً چه تفاوتی ممکن است با هم داشته باشند- نیز، در بازار کار یک سرمایه به شمار می آید.
13) دلایل آموزشی
فناوری اطلاعات در بسیاری از انواع جدید فرصت های آموزشی، یک عنصر توانبخش شمرده می شود.
نوعی از این فناوری بر دسترسی دانشجویان به طیفی از منابع آموزشی استوار است که پیش از این برای آنان دسترس پذیر نبودند. مثلاً برنامه ی «بچه ها؛ دانشمندان جهان(Kids as Global Scientists)» را در نظر بگیرید که به وسیله ی دانشگاه کلرادو، با همکاری دانشگاه میشیگان(University of Michigan’s Weather Underground) و «کانال هواشناسی(Weather Channel)» اجرا می شود. هدف این برنامه، کمک به دانشجویان در استفاده از اینترنت به منظور یادگیری موضوعات علوم زیست محیطی و هواشناسی، و نیز آشنایی آنان با دیگر دانشجویان ساکن در مناطق مختلف ایالات متحده و جهان است. این برنامه و برنامه ی درسی همراه با آن، این موارد را ارایه می کنند: پیش بینی ها و بحث هایی درباره ی مسیرها و پیشینه ی توفان های استوایی (این بحث ها به وسیله ی دانشجویان هدایت می شوند و با بحث های متخصصان این رشته و با خود واقعه، به شکلی که عملاً رخ می دهد، قابل مقایسه اند)؛ فعالیت های عملی، گردآوری همزمان داده ها، آموزش هایی درباره ی چگونگی دیدن و تفسیر انواع مختلف تصاویرماهواره ای؛ دسترسی هدایت شده به نمایش های تعاملی که از مسیرها و داده های مربوط به تندبادهای دریایی کنونی ارایه می شود؛ پیوند(Link) هایی به مطالب روزنامه ها و دیگر گزارش های روز؛ داده های گردآوری شده به وسیله ی دانشجویان که به منظور استفاده ی مشترک با دیگر همکلاسان در تمام دنیا، به اینترنت ارسال شده؛ مطالب تخصصی از متخصصان تندبادهای دریایی از طریق کنفرانس و پرسش درونخطی(online) ؛ گروه های مباحثه ی درونخطی برای مدرسان، دانشجویان، و کارشناسان، که در واقع پشتیبانی کننده ی موضوعات فنی، محتوایی، و آموزشی هستند؛ و محلی برای ارسال اطلاعات و نمودارهای مربوط به آموزشگاه محل تحصیل دانشجو به منظور نشر در یک روزنامه ی درونخطی.
نوع دوم فرصت آموزشی توسط دانشمند علوم رایانه، «سیمور پاپرت» توصیف شده است. «پاپرت» در «توفان های ذهنی» تاکید می کند که درک عمیق برنامه نویسی، بویژه درک تصورات مربوط به فروپاشی پیاپی به منزله ی حالتی از تحلیل و عیب زدایی راه حل های آزمایشی، به فواید چشمگیر آموزشی در بسیاری از عرصه های گفتمان(discourse) منجر می شود که از جمله ی آن ها، فوایدی هستند که به خودی خود ارتباطی با فناوری اطلاعات و رایانه ندارند(Seymour A. Papert. 1999. Mindstorms: Children, Computers, and Powerful Ideas, Second Edition, Basic Books, New York.). وی همچنین می گوید که رایانه، چه بسا که ابزاری در دست مربی «برای پشتیبانی از توسعه ی راه های جدید اندیشیدن و یادگرفتن باشد» (ص 14). او بر این باور است که رایانه ممکن است مجرایی برای اندیشه های قدرتمند و «نیازهای تحول فرهنگی باشد، ... که به افراد کمک می کند با دانشی که خطوط سنتی جداکننده ی علوم انسانی از علوم و دانش را در می نوردد، روابط جدیدی را برقرار کنند...» (ص 4). با تغییر شکل امور انتزاعی به تجسم های ملموس [و عینی] از طریق برنامه نویسی، دانشجویان «با استفاده از مواد برگرفته از فرهنگ پیرامون خود، ساختارهای فکری خاص خود را می سازند» (ص 32-31).
و بالاخره، فرصت نوع سوم، امکان رسانه ای است که فناوری اطلاعات برای دانشجویان فراهم می آورد تا توانایی هایی فکری انتقادی خود را ایجاد و با آن ها تمرین کنند. اطلاعات منتقل شده از طریق فناوری پیشرفته ی اطلاعات (مثل رایانه و وب)، چه بسا قانع کننده تر جلوه کند، تا این که همان اطلاعات از راه مکالمه با یک غریبه یا از طریق روزنامه منتقل شود- هرچند هم که دارای دقت و اعتبار برابر باشند. دانشجویان باید همه ی اطلاعات را، منتقدانه ارزیابی کنند. توانایی آنان در ارایه ی اطلاعات با استفاده از فناوری اطلاعات به آنان کمک می کند تا توانایی جداکردن شکل از محتوا در همه ی [انواع] اطلاعات، و در سنجش دقت و اعتبار آن را در خود ایجاد کنند. نتیجه ی کار، ارزیابی نقادانه تری از همه ی اطلاعات است. این توانایی انتقادی به افراد کمک می کند که مثلاً ادعاهایی را که در مورد شیوه های پزشکی جایگزین با استفاده از فناوری اطلاعات می شود، آگهی های مربوط به خانه هایی را که بهره دهی بالایی از نظر انرژی دارند، و توصیه های همگنان خود در امور مربوط به تکالیف درسی را مورد ارزیابی قرار دهند.
14) دلایل اجتماعی
تمرین مردمسالاری بر مدنیت آگاهانه استوار است. در جامعه ی کنونی که فناورانگی آن هر دم فزونی می گیرد، بسیاری از بحث های مربوط به خط مشی عمومی با فناوری اطلاعات پیوند خورده اند. مثلاً :
شخصی با یک درک اولیه و بنیادی از فناوری داده پایگاه ها(database)، بهتر می تواند مخاطرات احتمالی مربوط به محرمانگی(privacy) را که با داده کاوی مبتنی بر تراکنش های(transaction) کارت اعتباری او همراه است، درک کند.
هییت منصفه ای که مبانی دستکاری های تصویری و پویانمایی رایانه ای را درک می کند، احتمالاً دریافت بهتری از آنچه در بازسازی یک جنایت یا یک حادثه، «حقیقت تصویری» نامیده می شود، خواهد داشت.
فهمیدن شیوه های بازنمایی اطلاعات، کلید درک چگونگی به کاربستن قوانین حق تکثیر(copyright) در مورد اطلاعات در رسانه های الکترونیکی است.
شخصی که ساختار و عملکرد وب جهانی را درک می کند، در ارزیابی و درک موضوعات مربوط به خط مشی در «اصلاحیه ی اول(First Amendment)» [قانون اساسی]، آزادی بیان، و دسترس پذیری هرزه نگاشت ها(pornography) در اینترنت، از جایگاه بهتری برخوردار است.
با آن که برخی از این موضوعات، پیش از ظهور فناوری نوین اطلاعات نیز مورد بحث و جدل بودند، اما فراگیرندگی فناوری اطلاعات بسیاری از این موضوعات را، به شکل شفاف تر و شدیدتر، به قلمرو شعور همگانی کشانده است. بنابراین برای قضاوت آگاهانه درباره ی این موضوعات که به خط مشی عمومی مربوط می شوند و بسیاری از آن ها تاثیر مستقیمی بر شهروندان (چه در زندگی روزانه ی خود از فناوری اطلاعات استفاده بکنند یا نکنند) دارند، یک درک مقدماتی از فناوری اطلاعات، لازم است.
از آنجا که فناوری اطلاعات بیش از پیش همه جایی می شود، شهروندان نیز نیازمند آن هستند که بدانند چگونه به ارزیابی تاثیر اجتماعی فناوری اطلاعات بپردازند و چه وقت از راه حل های مبتنی بر فناوری اطلاعات که در زندگی آنان گنجانده شده، شکوه و شکایت کنند. مشکل «سال 2000» به یاد شهروندان، کارشناسان فناوری، تدوینگران خط مشی حکومتی، و ارباب صنعت می آورد که راه حل های فناورانه ی ظاهراً شفاف [و بدیهی]، چه بسا که اساساً نقاط ضعف [فناورانه] باشند. شهروندانی که در دنیای رشد، تغییر، پیشرفت و شکست فناوری اطلاعات زندگی می کنند، اگر خواستار [تصمیم گیری و[ انتخاب آگاهانه هستند، باید دارای سطحی از درک فناوری اطلاعات باشند.
سرانجام این که، سوای از دغدغه های مربوط به خط مشی همگانی، استفاده ی فزاینده از فناوری اطلاعات در تمام دنیا، تاثیرات اجتماعی عمیقی دارد (چارگوش «1-1»).
15) فهمیدن، دانستن، و به کاربردن فناوری اطلاعات
این گزارش بر آن است که افراد باید فناوری اطلاعات را، به منظور به کارگیری موثر آن، بفهمند. با توجه به این که اشاره ی دلایل پیش گفته، به فواید اساسی بود که با استفاده از فناوری اطلاعات (حتی برای افرادی که فاقد درک گسترده از فناوری اطلاعات هستند) حاصل می شود، ممکن است این ادعا اظهارنظر غریبی جلوه کند. بعلاوه، صنعت مشتاق است که استفاده از فناوری های اطلاعاتی را هر چه آسان تر کند. پس چرا باید چیز بیش تری فرا گرفت؟
هر دوی این اظهارنظرها که تا حدی حقیقت دارند، به چندین نکته ی اساسی درباره ی کاربردهای کنونی و آتی فناوری اطلاعات نظر دارند:
عمدتاً به لحاظ نظری، فناوری های نوین هنوز عمیقاً کشف نشده اند، و کاربردها یا محصولات یا خدمات مبتنی بر فناوری های جدید غالباً آسیب پذیر، غریب، غیرشهودی، و ناقص اند. (یعنی همان کیفیاتی که احتمالاً گریبانگیر کاربردها یا محصولات یا خدمات مبتنی بر فناوری های نسبتاً قدیمی نیز هست!) درک فناوری های بنیادی به استفاده کننده کمک می کند که بر دشواری هایی که بناگزیر در هنگام استفاده با آن ها روبرو می شود غلبه کند.
نیازهای فناوری اطلاعاتی یک فرد چه بسا با یک کاربرد رایج [کارآمد] تامین نشوند؛ یعنی شاید برآوردن نیازها فقط با فشار یک دکمه (به روالی که افراد در استفاده از «وسایل» اطلاعاتی تخصصی عمل می کنند) ممکن نباشد. بنابراین، داشتن درکی از فناوری اطلاعات به افراد کمک خواهد کرد استفاده ی موثرتری از هر نوع فناوری که در دسترس خویش دارند به عمل آورند.
توانایی استفاده از یک وسیله به شیوه ی ابتدایی برای مقاصد محدود [و اندک]، با توانایی استفاده از آن وسیله به طرز ایمن، کارآمد، و انعطاف پذیر، یکسان نیست. حالت اول ممکن است
برای بسیاری از افراد کفایت کند، ولی هر چه که فردی در حالت دوم توانمندتر باشد، وسیله ی موردنظر برای آن فرد سودمند تر است.
فناوری های نوین اطلاعاتی و کاربردهای آن فناوری با سرعت ظهور و بروز می یابند. در برخی موارد، قدرت و قابلیت های پیشرفت های جدید با نیازهای یک فرد خاص، منطبق خواهند
بود. فردی که دارای درک قوی از فناوری اطلاعات است، قادر خواهد بود از این پیشرفت ها بهره بگیرد و قابلیت های اصلی و ضمنی فناوری های نوین را سریع تر درک کند.
رویکرد بسیاری افراد به رایانه، با دودلی و با اطمینان اندک همراه است، هر چند که سال ها است که از رایانه استفاده می کنند. این تناقض ظاهری احتمالاً ناشی از این واقعیت است که درک حقیقی اندکی از فناوری دارند. مهار ت آموزی درباره ی کاربردهایی که آنان با آن ها آشنایند بر استفاده از ابزارها متمرکز شده، و از توصیف عمومی تر اصول و مفاهیم، غفلت شده است.
هنگامی که اشکالی پیش می آید، یا کاربرد جدیدی در دسترس قرار می گیرد، افرادی که چنین پس زمینه ای دارند، سردرگم می شوند و نمی دانند باید چکار کنند و غالباً احساس سرخوردگی می کنند. آنان نیاز به کمک دارند، تا از احساس گرفتارشدن در چنبره ی مشکل، رهایی یابند؛ اما کمکی که دریافت می کنند معمولاً به رفع مشکل آنی می پردازد، بدون این که علاوه بر رفع این مشکل، چیزی از دانش بنیادین بر جای بگذارد، و در نتیجه مشکل استمرار می یابد.
▪ تاثیرات اجتماعی احتمالی فناوری اطلاعات
فناوری اطلاعات علاوه بر موارد برشمرده در متن، تغییرات ناملموس یا انتزاعی دیگری را نیز موجب شده یا می شود:
آزادی
فناوری اطلاعات فراهم آورنده ی فرصتی برای افراد است تا افکار خود را آزادانه، و فارغ از محدودیت های ناشی از واسطه ها بیان کنند. به دلیل معقول [و معتدل] بودن میزان سرمایه ی لازم برای خرید یک رایانه و هزینه ی ناچیز اتصال به اینترنت، هر کس می تواند هر چیزی را بر روی سراصفحه ی شخصی بفرستد یا هر چیزی را در اتاق گپ بگوید، و مخاطبان بالقوه ی چنین پیام هایی نیز بسیار انبوه اند. این فرصت های بی دردسر، ارزان و مستمر برای بیان آزاد، همچون وجوه تاریک بیان آزاد (مثل سهولت اشاعه ی اطلاعات نادرست یا آلوده، بیانات اشمیوازآمیز، هرزه نگاری کودکانه، و...) بیسابقه اند.
همپیوستگی جهانی.
فناوری اطلاعات ارزان، سریع، «نقطه به نقطه» و ناهمزمان است و به پست الکترونیکی ویژگی سهولت و فوریت (که ارتباطات پستی و تلفنی هیچگاه نداشته اند)، و ویژگی شخصی شدگی (که رسانه های رادیو- تلویزیونی فاقد آن هستند) می بخشد. با وجود «وب جهانگسترد» دسترسی به اطلاعات محلی با سرعت های بیسابقه امکان پذیر می شود- یک نفر می تواند روزنامه ی «سیدنی مورنینگ هرالد» را در همان زمانی که استرالیایی ها آن را می خوانند، بخواند. فناوری اطلاعات موجبات تماس مستمر شهروندان جهان را با مردمان و وقایع هر جای دیگر با چنان سهولتی فراهم می کند که جهان، عمیقاً یگانه می شود و با استفاده ی کامل تری که در سراسر جهان از فناوری اطلاعات می شود، این اثر افزایش می یابد.
نزدیک شدن مسافت ها. یکی از پیامدهای نقشی که فناوری اطلاعات در به هم پیوستن جهان دارد آن است که اکنون منابع اطلاعاتی، برای افراد [گوناگون که در سراسر] جهان [پراکنده اند] بسیار دسترس پذیرتر شده اند. اگرچه کل موجودی «کتابخانه ی عمومی نیویورک» به ا ین زودی ها به صورت درونخطی در نخواهند آمد، اما مزایای دسترسی اطلاعاتی کسانی که در مناطق دوردست جغرافیایی زندگی می کنند و به «وب» دسترسی دارند، تقریباً همانند مزایای کسانی است که در مرکز زندگی می کنند. اطلاعات موردنیاز بسیاری از افراد، هر چند که شاید این افراد در زمره ی دانش پژوهان نباشند، به شکل الکترونیکی تا حد زیادی در دسترس است. امکانات مخابراتی نیز یکی دیگر از جلوه های استقلال مکانی فناوری اطلاعات است.
بیگانه سازی. شواهد اخیر و اولیه نشان می دهند که گذراندن حتی زمان اندکی (یک یا چند ساعت در روز) در اینترنت، ممکن است منجر به این شود که برخی از کاربران احساس افسردگی روانی و ازخودبیگانگی کنند*. سرچشمه ی آشکار برخی از این بیگانه سازی ها این است که «دوستی» ناشی از اتاق های گپ، احتمالاً از دوستی که از طریق تعامل چهره به چهره شکل می گیرد کم مایه تر است. بعلاوه، زمان صرف شده در مقابل صفحه ی نمایشگر، تماس معمول بین فردی را کاهش می دهد.
این موضوع نیازمند بررسی بیش تری است، و اگر یافته های «دانشگاه کارنِگی ملون» اثبات شوند، بر لزوم توجه به پیامدهای روحی متاثر از تغییرات ناشی از کاربرد فناوری اطلاعات دلالت دارند.
سیطره ی زبان انگلیسی. فناوری اطلاعات عمدتاً یک رسانه ی انگلیسی مدار است، زیرا توسعه ی آن از سنت انگلیسی محوری علوم در پس از جنگ جهانی دوم پیروی کرده و - شاید مهم تر این که - ایالات متحده نقش غالب را در به کارگیری فناوری اطلاعات بازی کرده است. با آن که تقریباً به هر زبان می توان اطلاعاتی را در وب پیدا کرد، یک کاوشگر «وب» برای کسب بیش ترین فواید از فناوری جهانی اطلاعات، باید دست کم درک متوسطی از زبان انگلیسی داشته باشد. تلویحات [فناوری اطلاعات] برای دیگر زبان های طبیعی، روشن نیستند، ولی احتمال می رود که بسیاری از ساکنان جهان در آینده ی نزدیک، خواهان دوزبانه شدن باشند.
* Robert Kraut et al. 1998. “Internet Paradox: A Social Technology that Reduees Social Involvement and Psychological Well-Being?”, American Psychologist, 53 (9): 1017-1031.
با قبول این که حدی از دانش فناوری اطلاعات برای استفاده از این فناوری لازم است، بسیاری از تلاش ها بر آنچه که باید «سواد رایانه ای(computer literacy)» تلقی کرد متمرکز شده. اصطلاح «سواد رایانه ای» تاریخچه ای طولانی دارد و در بیان عام، به معنای توانایی استفاده از چند کاربرد رایانه ای است. مثلاً سواد رایانه ای غالباً به توانایی استفاده از یک صفحه گسترد(spreadsheet) و یک واژه پرداز، و کاوش اطلاعات در وب اشاره دارد. در عصری که در آن، سودمندترین کاربردها سریعاً تغییر می کنند، رویکرد «مهارت» فاقد ویژگی «پایداری(staying power)» است.
ابزارهای جدید یا نسخه های جدید ابزارها یکی پس از دیگری به ظهور می رسند و مهارت های جدیدی را لازم می آورند. مثلاً کاوش در وب، مهارتی نبوده که پنج سال پیش، دوره های سواداموزی [رایانه ای]، آن را نیز شامل شود. بنابراین مهارت در کاربردهای خاص، لازم اند، ولی برای شکوفایی [و موفقیت] افراد در عصر اطلاعات، کافی نیستند.
قیاس زیر، یک تفاوت میان «سواد رایانه ای» و درک قوی از فناوری اطلاعات را که در فصل 2 به آن پرداختیم نشان می دهد. شخصی را در نظر آورید که چندین بار از شهری دیدن کرده و مسیر واحدی را از فرودگاه تا یک مقصد نهایی، یاد گرفته است. درک این دیدارکننده از جغرافیای محل، محدود و آسیب پذیر است، در حالی که ساکنان آن شهر درک کامل تری از خیابان های اصلی و جاهای دیدنی آن دارند. در هنگام وقوع راهبندان ترافیکی، دیدارکننده بی تردید بهتر می بیند که تا رفع راهبندان منتظر بماند، اما ساکنان شهر توانایی بیش تری در یافتن مسیرهای جایگزین دارند. هر چند که ممکن است برخی از ساکنان لزوماً با خیابان های خروجی شهر، آشنا نباشند، اما آگاهی از نقاط دیدنی و سازمان عمومی جاهای مهم، امکان واکنش سریع را به آنان خواهد داد. به همین ترتیب، فردی با سواد رایانه ای که تنها با مهارت های ابتدایی فناوری اطلاعات (یعنی واژه پردازی، پست الکترونیکی، مرور ساده ی وب) آشنا است، شاید ظاهراً نیازی به درک عمیق یا قوی فناوری اطلاعات نداشته باشد، ولی در هنگام رویارویی با یک مشکل یا یک واقعه ی پیش بینی نشده، از توانایی کم تری در سازگاری، یا در پیداکردن راه حل، برخوردار خواهد بود.
16) تبحر در فناوری اطلاعات
این گزارش به این سوال می پردازد: یک نفر باید چه چیزی درباره ی فناوری اطلاعات بداند و بفهمد تا از آن به شیوه ی موثر و کارآمد، در جهت مقاصد خود استفاده کند؟
از آنجا که فناوری مستمراً (و سریعاً) در تغییر است، به این پرسش نیز نمی توان پاسخی ایستا داد. تحول در فناوری اطلاعات سرعتی شتابان دارد: رایانه های الکترونیکی به سختی سنشان به 50 سال می رسد؛ اصطلاح «پی سی» کم تر از 20 سال عمر دارد؛ و «وب» کم تر از 5 سال است که معروفیت همگانی یافته. این ها همه بدان معنا است که نه مجموعه ی ثابتی از مهارت ها و نه برنامه ی درسی را کدی که «بی چون و چرا» تدریس شود، احتمالاً هیچ یک کفایت نمی کند.
و نیز، چون فناوری قدرتمند است، پاسخ سوال مذکور را نمی توان به شکل سرسری داد. اگر استفاده ی موثر از اطلاعات به سادگی راندن یک اتومبیل، یا استفاده از یک ماشین صندوق خودکار باشد، درس دادن آنچه که یک نفر باید از فناوری اطلاعات بداند تا از آن استفاده کند، آسان خواهد بود. اما رایانه و ارتباطات، فناوری های پرکاربردتر و - در یک مفهوم عمیق - نیرومندتری هستند که امر آموزش را با چالش بیش تری همراه می کنند. (فصل 2 این ادعا را با بیان دقیق تری مورد بحث قرار می دهد و به روشنی تمام، به قیاس تکراری بین رانندگی و رایانش می پردازد).
با آن که برخی از کاربردهای فناوری اطلاعات مستلزم دانش نسبتاً اندکی است تا بتوان از آن استفاده کرد، دیگر کاربردهای کاملاً سودمند آن تنها برای کسانی دسترس پذیرند که درکی از فناوری در شکل بنیادین آن دارند. کسانی که از این درک برخوردارند، شاید به این دلیل که آموزش فنی دیده اند، این درک را در ارتباط با کار خود کسب کرده اند؛ یا این که افراد صرفاً کنجکاو، انگیزه مند، و پیگیری هستند که خودشان توانسته اند سراز کار آن در آورند، تسهیلات بیش تری از دنیای رقومی را به کار بگیرند و بدین ترتیب، دسترسی بیش تری به فواید ناشی از فناوری اطلاعات یافته اند.
با آن که هیچ اصطلاحی کامل [و جامع] نیست، مفهوم «تبحر»، معانی مضمونی موردنظرکمیته درباره ی توانایی فرمولبندی دوباره ی دانش، بیان خلاقانه و مناسب اندیشه ها توسط فرد، و ساختن و خلق اطلاعات (علاوه بر درک اطلاعات) را بهتر از همه مجسم می کند. به این دلیل، کمیته عبارت تبحر در فناوری اطلاعات را به منزله ی عنوانی برابر با «درک قوی از آنچه که برای استفاده ی موثر از فناوری اطلاعات در طیف وسیعی از کاربردها موردنیاز است» برگزید.
«تبحر در فناوری اطلاعات» مستلزم سه بعد مشخص و در عین حال مرتبط با یکدیگر است: قابلیت های فکری، دانش مفهومی و یک مجموعه ی مناسب از مهارت ها. فردی که موفق به ایجاد این قابلیت ها، دانش، و مهارت ها شود، در فناوری اطلاعات متبحرتر می شود. به لحاظ کارکردی، فرد متبحرتر در فناوری اطلاعات در استفاده ی موثر از فناوری امروز اطلاعاتی در زندگی شخصی و حرفه ای خود، در سازگاری و تناسب بخشیدن به فناوری اطلاعات مطابق با مقاصد شخصی، و در کسب دانش آتی متناسب با تحولات فناوری اطلاعات، توانمندتر از کسی است که تبحر کم تری در فناوری اطلاعات دارد. سطح مکفی تبحر در فناوری اطلاعات، درک و دانش بنیادینی به فرد می دهد که او را قادر می سازد در یک زنجیره[ی پیوسته] به پیش برود، در کاربرد فناوری اطلاعات در مقاصد گوناگون هر چه چیره دست تر گردد، و درک عمیق تری از فرصت هایی که فناوری اطلاعات برای استفاده از این کاربردها فراهم می کند به دست آورد.

 


نوشته شده در : سه شنبه 8 تیر 1389  توسط : گروه10 .    نظرات() .